blogfa!!!!!!!!!!!!!!
یه چند روزیه که بلاگفا نسخه ی آزمایشیش رو داره امتحان میکنه و یه مقدار اینجا به هم ریختس.
بهر حال ببخشید دیگه![]()
![]()
![]()
یه چند روزیه که بلاگفا نسخه ی آزمایشیش رو داره امتحان میکنه و یه مقدار اینجا به هم ریختس.
بهر حال ببخشید دیگه![]()
![]()
![]()
ریشخند...
کورش ای شاه جهان خیز و به ایران بنگر به یکی شهر دژم چهره ی پژمان بنگر
بنگر چون سپری شد سری و سالاری به چه تیره تن رستم دستان بنگر
تیغ برّان سکندر ز کران پید ا شد تخت جمشید ببین آتش سوزان بنگر
زند و پازند به آتش در و می خندد دیو خیز و تاری شدن یاد زریران بنگر
کاشمر سرو شکوهش به تبر سخت شکست خیز و شب ناله ی مرغان پریشان بنگر
بنگر چون به فسوس آمده سد سیوند ریشخندش به شکوه همه ایران بنگر
فرّ خاک تو و من را به درم سخت و فروخت ایدر این کرّ و فر لشکر دیوان بنگر
خیز و بر پشت فرو مایگی ناپاکان ز زر ناب دوال و جل و پالان بنگر
بعد از مدتها سلام!
امیدوارم که حال همتون خوبه خوب باشه.
راستش آدم گاهی موقع ها چیزایی میبینه که هرجور می سنجه جور در نمیاد اما میبینه که خیلیها اون رو باورش دارن....
متاسفانه یکی از معدود جاهایی از دنیا هم که این جور چیزا توش پیدا میشه کشور عزیز خودمون ایرانه!
یکی از آخرین موردها که حتمآ اسمش به گوشتون خورده پدیده ایه به اسم network marketing یا به قول فعالانش "تجارت بدون واسطه".
یه اپیدمی خیلی بزرگ که مثل خیلی چیزای دیگه به صورت یه تب در اومده.
در مورد جزيیات این تب نمیخوام حرفی بزنم.و شرکت خاصی رو هم نمیخوام اسم ببرم.
حرفی که می خوام بزنم اینه که آیا کسانی که با هزار امید آرزو وارد این شبکه ها میشن هیچ وقت با خودشون فکر نمیکنن که اگر این روش کسب درامد (اون هم درآمدهای نجومی که بهشون وعده داده میشه)قابل تحقق بود چرا در کشورهایی مثل آمریکا،انگلستان،آلمان و.........که نظامهای اقتصادی به مراتب پیشرفته تری دارن و در نتیجه پول از اهمیت بیشتری برخودازه چنین طرحهایی اجرا نمیشه؟؟؟؟؟
چرا این نوع شرکتها فقط در آسیا بازار کاری خوبی دارن؟؟؟؟
جالب اینجاست که چند وقت پیش وقتی این سؤال رو از -به اصطلاح- بازاریاب یکی از این شرکتها کردم در جواب من گفت: از هر ۵ نفر آمریکایی ۱ نفر network manager و ۴ نفر دیگه هم عضو network!!!!!!!!!!!!!!
آدم گاهی موقعها به عقل خودش شک میکنه!!!!!!!!!!!
یکی از اقتصاد دانان کشورمون در جواب این سوال من گفت اصولآ این نوع شرکتها در جایی رونق پیدا میکنن که پول وجود داشته باشه وتفکر اقتصادی وجود نداشته باشه!
در اروپا ،آمریکا و اصولا کشورهای پیشرفته به دلیل جا افتادن نظام اقتصادی سرمایه داری وقدمت و سابقه ای که داره مردم با تفکر اقتصادی درست وصحیح رشد پیدا میکنن و هیچ وقت سراغ چنین چیزهایی نمیرن.در نتیجه این نوع از پدیده ها هیچ وقت نمیتونن رشد پیدا کنن.
در آفریقا اصولآ پولی وجود نداره که بخواد صرف این جور چیزها بشه.
بنابراین فقط آسیا باقی میمونه که در اون مقداری پول وجود داره و تفکر اقتصادی هم یا پایینه یا اصولا وجود نداره.
نکته ی دیگه ایکه در مورد این شرکتها وجود داره اینه که موقعی که مراحل ونحوه ی کار عضو شبکه به شخصی توضیح داده میشه هیچ وقت هزینه ی فرصت و توانی رو که شخص باید بپردازه و وقتش رو صرف پیدا کردن ، توضیح دادن و بالاخره وارد کردن عضو جدید کنه حسا ب نمیشه و ساعتهای از دست رفته به عنوان ساعتهای صرفآ پرت به هرز میره.
جالب اینجاست که هر از چند گاهی که یکی از این -به اصطلاح- بازاریابان محترم قصد معرفی شرکتشون رو داره حرفهاشو با این عبارت شروع میکنه که این شرکت با تمامی شرکتها فرق داره و شروع به گفتن معایب شرکتهای دیگه میکنه.
و البته جدا از همه ی اینها فکر سرمایه ی راکدی رو بکنین که یا توسط بعضی از شرکتها از مملکت خارج میشه و یا با ورود به بعضیها به جای استفاده و گردش در اقتصاد کشور بصورت راکد باقی میمونه.
خدا آخر و عاقبت مارو بخیر کنه......
امیدوارم حال همتون خوب باشه و توتمامیه کارها موفق بوده باشین.
بالاخره این ماراتن کنکور من بعد از حدود ۲ سال و نیم تموم شد و دیشب بعد از چند سال به معنای واقعی کلمه تونستم راحت بخوابم
دیروز یک از بزرگترین آرزوهای من برآورده شد........
تو دانشگاهی قبول شدم که سالها آرزوشو داشتم.
دانشگاه شهید بهشتی................
مدیریت مالی........
آرزو میکنم هر کس هر رشته ای دوست داره قبول بشه و سختیهایی رو که من تو این ۳-۴ سال کشیدم رو نداشته باشه
یکی با خوش غرور ملی رو به همراه داشت و امن یکی سرشکستگی و ذلت رو
اولین اون ۲۱ مرداد سالگرد قیام آریو برزن سردار بزرگ داریوش سوم و یکی از بزرگترین مردان تاریخ این مملکت که ۲۵۴۱ سال پیش در مقابل سپاه اسکندر ایستادگی کرد و سخت ترین مقاومت رو در برابر سپاهیان یونانی کرد و شدیدترین ضربات رو به اونها وارد آورد
سرداری که دو بار بهش پیشنهاد صلح شد اونهم در شرایطی که همه چیز قطعی وتموم شده به نظر می رسیدو ایران تقریبآ به دست اسکندر افتاده بود.....
اما آریو برزن راضی به تسلیم نشد و تا آخرین نفرات با سپاه اسکندر جنگید و با تمام سربازانش شرافتمندانه در راه ایران به خاک افتاد.
در مورد آریو برزن همین بس که با اینکه هیچ کتابی در موردش نوشته نشده و فقط در کتابهای تاریخی یه اشاره ی کوتاه و زودگذر بهش شده اما مورد احترام تمام مورخین و تاریخ دوستان و تمامی مردمیه که می شناسنش...
و اما دومین اتفاق....
۲۸ مرداد سالروز همون کودتای شومه که برضد یکی از بزرگترین مردان تاریخ ایران بعد از اسلام رو که به چیزی جز ایرن و ایرانی و شرف و آبروی ایران فکر نمیکرد اتفاق افتاد و متاسفانه مردم ـ همون مردمی که دکتر مصدق براشون جنگیده بود ـ عکس العملی نشون ندادند.........
فقط یه پشتیبانی آروم کافی بود تا بساط سلطنت خیلی زودتر از اون چیزی که اتفاق افتاد از ایران برچیده بشه.........
اما..........
رتبه ی کنکورم شد ۱۲۲۰![]()
![]()
![]()
![]()
فعلا شب خوش![]()
خیلی از دوستام که وبلاگم رو خونده بودن ( و البته به هر دلیل نظر نداده بودن
) از من خواسته بودن که در مورد استوانه کورش و دلایل اهمیتش بنویسم .
اول توضیحاتی در مورد خود کتیبه بدم:
این استوانه از گل پخته شدده است و در ۴۵ سطر و به سه زبان پارسی باستان ,بابلی و آرامی نوشته شده.
استوانه در بهار سال 536 ق.م و بعد از فتح بابل به دستور کورش نوشته شد و اینک در موزه ی بریتانیا نگهداری می شه.
این استوانه به عنوان اولین منشور حقوق بشر شناخته می شه و متنش به چندین زبان مختلف در سر در سازمان ملل نوشته شده.
اما دلایل اهمیت استوانه:
برای اینکه متوجه اهمیت متن کتیبه بشین می خوام کتیبه های 3 تا از بزرگترین پادشاهان آشور رو که جزو مشهرترین پادشاه های دنیای باستان هستند بنویسم.کسانی که بین 50 تا 150 سال با کورش فاصله داشتن.
کتیبه ی آشور نصیر پال
بفرمان آشور و ایشتار که حامیان من هستند با لشگریان و ارابه های جنگی خود به شهر(گینایو) حمله بردم و آنرا به یک ضرب شصت تصرف کردم. 600 نفر از جنگیان دشمن را بی درنگ سر بریدم.
سه هزار نفر را اسیر و زنده زنده طمه ی آتش ساختم و حتی یکی از آنها را باقی نگذاشتم تا به گروگان رود.حاکم شهر رابا دست خود زنده پوست کندم و پوستش را به دیوار شهر آویختم و از آنجا یه سوی شهر طلا روانه شدم.مردم این شهر تسلیم نگشتند.پس به آن یورش بردم .آنرا گشودم و سه هزار نفر را از دم تیغ گذراندم و بسیاری را در آتش کباب کردم.اسرای بیشماری را دست و انگشت . گوش و بینی بریدم و هزاران چشم از کاسه و صدها زبان از حلقوم بیرون کشیدم.
کتیبه ی آشور بانی پال
شوش را متصرف شدم.ازسر خزاین و ذخایر سلاطین قدیم عیلام مهر بر گرفتم و هر چه سیم و زر و جواهر ولباس و اثاثیه ومجسمه ی سلاطین از سیم و زر و مفرغ بدستم افتاد به آشور بردم , سپس معابد عیلام را از بیخ و بن برانداختم و خدایانشانرا به باد فنا دادم .
راههای آن سرزمین را سراسر ویران وآنرا شوره زار و خارستان کردم .پسران و دختران و خواهران پادشاه و همه ی اعضای خاندان سلطنتی و حکام و صاحب منصبان و اسلحه سازان و ارباب حرفه ها را از زن و مرد و نیز جمله اغنام و احشام را که برابری از ملخ فزون داشتند(از ملخ ها بیشتر بودند) به آشور بردم.
عیلام را کوبیدم فریادهای شادی را از در و دشت آن خطه بر انداختم و آنجا را جایگاه گورخران و دیوان و ددان ساختم .
آشور بانی پال در جای دیگر می گوید:
دستور دادم تام ماری تو (پادشاه عیلام) را به ارابه ی سلطنتی بسته و ارابه را تا معبد آشور و ایشتار بکشند.
و در جای دیگر می گوید:
تمام خاک شهر شوش و شهر ماداکتو و شهرهای دیگر را با توبره به آشور کشیدم و در ودت ۱ ماه و ۱ روز کشور عیلام را به تمام پهنای آن جاروب کردم .
من این کشور را از گذشتن حشم و گوسپند ونیز از نغمه های مو سیقی بی نصیب ساخم و به درندگان,ماران,جانوران آهوان رخصت دادم آنرا فرو گیرند.
کتیبه ی بخت النصر
فرمان دادم صد هزار چشم از کاسه بیرون آورند . صد هزار قلم پا را بشکنند.
با دست خود چشم فرمانده ی دشمن را بدر آوردم .
هزاران پسر و دختر را زنده زده در آتش سوزاندم و خانه هارا چنان کوبیدم که دیگر بانگ زنده ای از آنها بر نخیزد...............